عشق ابدی
قایقی خواهم ساخت...دور خواهم شد از این خاک غریب...تا که تنهایی ات از دیدن ان جا بخورد....
زمستان آمده است خسته ام! می خوابم... بهار که آمد پیله ام را می شکافم تا با پرهای خیس دوباره عاشقت شوم... تاول پاهایم که خشک شود.. دوباره عاشقت می شوم.. دوباره راه می افتم.. دوباره گم می شوم.. هر طور شده این راه را تاآخر می روم...
نظرات شما عزیزان:
Power By:
LoxBlog.Com |